![]() |
![]() |
|
| قلم گوياترين ابزاري است كه از جانب انسان سخن ميگويد |
|
علي نيازي به تعريف و تمجيدها و مداحيهايي ندارد كه گاه به بهانهي عشق و احساس از دايرهي خرد و منطق و اخلاق بيرون ميرود. علي محتاج جشنها و چراغانيهايي كه گاه تهي از مايه و محتوا به اسراف و ريخت و پاش ميماند، نيست. علي نه غلام حلقه بهگوش ميخواهد و نه به قدارهبند نيازي دارد، آنگونه كه برخي نادانها پنداشتهاند. علي تشنهي انسان عاقل فهيم و انديشمند مقيد بااخلاق و مؤمني است كه نه ستم پذيرد و نه ستم روا دارد آنچنانكه خود بزرگي ستم را اينگونه روشن و تكاندهنده به تصوير كشيده است:
«سوگند به خدا اگر با بيخوابي شبانگاهي روي خارهاي شكنجهزاي سعدان تا بامداد بيدار بمانم و در زنجيرهايي كه مرا در خود بفشارد روي خاكها كشيده شوم براي من محبوبتر از آن است كه در آغاز ابديت با خدا و رسولش ديدار كنم در حالي كه به بعضي از بندگانش ستمي كرده باشم و يا چيزي از متاع دنيا غصب كرده باشم.» |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 0:1 توسط کورش هادیان |
|
|
بايد نوشت! وقتي بعثت با قلم آغاز ميشود و خدا به قلم سوگند ميخورد. وقتي به گفتهي اميرمؤمنان قلم گوياترين ابزاري است كه از جانب انسان سخن ميگويد. بايد نوشت! امروز هر واژهاي كه روي كاغذ ميآيد، فرياد بلندي است كه در تاريخ طنين ميافكند و ستارهي اميدي است كه در آسمان جان و دل من و تو ميدرخشد و خط اميدي است كه در چشمانداز فرداي اين سرزمين ترسيم ميشود. بايد نوشت! وقتي عالمان فرزانه و مصلحان روشنبين مجالي براي ابراز وجود و اظهارنظر نمييابند. وقتي سرمايههاي مادي و معنوي اين ملت و اين سرزمين، آسانتر از چيدن يك گل به تاراج ميرود. وقتي نعرههاي گوشخراش و دلآزار جاي ادب و اخلاق و منطق را ميگيرد. وقتي پرسشها بيپاسخ است و پاسخها بيمنطق و منطقها بيپايه. وقتي فاجعهي هنري، زيباترين مفاهيم ديني و اجتماعي و تاريخي را به ضعيفترين شكل عرضه ميكند. وقتي تاريخ و فرهنگ هشت سال مقاومت، در مسلخ اخراجيها قرباني ميشود. بايد نوشت! وقتي جز نوشتن راهي نمانده است. وقتي نوشتن حكم تنفس را دارد.
وقتي خدا يكتا اميد ماست، وقتي قلم تنها سلاح توست، بايد بريد از هر چه غير او؛ بايد نوشت از هرچه ميتوان نوشت. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 8:57 توسط کورش هادیان |
|
|
اين دو سه روز مشغول امتحان جامع دكترا بودم. هرچند فضاي انتخابات رياست جمهوري خيلي مسائل از جمله امتحان و درس خواندن مرا هم تحتالشعاع قرار داده بود، اما چارهاي نبود و بايد در امتحان شركت ميكردم. روز دوشنبه 8 تير از ساعت 8 صبح تا نزديك 4 بعدازظهر تقريباً يكسره مشغول نوشتن و پاسخ به پرسشهاي امتحان بودم. روز سهشنبه هم از صبح رفتيم براي مصاحبه و تقريباً تا ظهر طول كشيد. من كه خيلي مطالعه نكرده بودم اما بههر حال فشار امتحان و مصاحبه بهشدت خسته كننده بود. روزهاي متمادي خواندن و ساعتهاي متوالي نوشتن و اضطراب امتحان و مصاحبه و مشكلات زندگي و فضاي سياسي جامعه و خيلي مسائل ريز و درشت ديگر كه در كنار هم جمع ميشود، انسان احساس ميكند كار سخت پيش ميرود. البته نه آنقدر سخت كه ارزش رفتن سراغ مدرك جعلي و كلاه سر خود و ديگران گذاشتن و بردن آبروي كشور و ملت را داشته باشد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 8:48 توسط کورش هادیان |
|
|
نگاه شما به دوروبرتان سلبي و منفي است. اين را من از رفتار شما با باغچهي كوچك خانهتان و از صحبتهايتان در فيلم انتخاباتي و از رفتارتان در اين چند سال برداشت كردهام. چهار سال پيش با شعارهاي سلبي و زير سوال بردن ديگران روي كار آمديد، يك شعار ايجابي داشتيد(آوردن نفت سر سفرهي مردم) كه آن را هم بعدها نظراً و عملاً تكذيب و انكار كرديد. اين دوره هم بهجاي اينكه از خوبيهاي خود و جامعه بگوييد باز رفتيد سراغ فضاسازي عليه ديگران، 24 سال پيش از دورهي خود را انكار و لجنمال كرديد. در باغچهي شما نه خبري از گلهاي رنگارنگ اطلسي بود و نه از ياس خوشعطر و نه هميشهبهار زيبا و حسنيوسف و شمعداني، لابلاي همان چند بوته سبزي هم كه براي خوردن كاشته بوديد، مرتب دنبال علفهاي هرز ميگشتيد. جالب اينكه همكار و همصحبتتان را هم متهم ميكرديد كه حتي از سبزي خوردن هم چيزي نميدانند. شما هم علفهاي هرز را ميشناسيد و تشخيص ميدهيد هم آنها را از ريشه در ميآوريد و زير پاي رهگذران مياندازيد. شما يكتنه كار كارشناس و قاضي و مأمور و مجري را انجام ميدهيد. بيخود نيست كسي كه در باغچه فقط بهدنبال علفهاي هرز ميگردد در جامعه هم ديگران را فاسد و مفسد و خس و خاشاك ميبيند و شعار مهرورزياش ريشهاي ندارد. آقاي دكتر! بهتر نيست كمي هم گوناگوني عطر و رنگ و زيبايي باغچهها و گلها و گياهان را ببينيد و حس كنيد! باور كنيد جامعه همهاش علف هرز و ناخالصي و توطئهگر نيست! باور كنيد هر كس به شما گفت بالاي چشمتان ابروست، ضدانقلاب و ضدولايت و يزيدي و فاسد و برانداز نيست! آقاي دكتر! ايران بزرگ ما باغچهي كوچك شما نيست كه به نام مبارزه با علفهاي هرز هر بلايي خواستيد سرش بياوريد! اين را تاريخ اين سرزمين بارها به بزرگتر از شما هم نشان داده است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم تیر 1388ساعت 23:35 توسط کورش هادیان |
|
|
در حالي كه مسئولان وزارت كشور بر صحت كمنظير انتخابات تأكيد ميكنند، يكي از اعضاي محترم شوراي نگهبان پذيرفته است كه دستكم 3 ميليون رأي تقلبي در صندوقها ريخته شده و در همين حال تصريح كرده كه اين ميزان آرا تأثيري در نتيجهي انتخابات ندارد! پرسش من بهعنوان كسي كه رأي داده و انتظار امانتداري از مسئولان دارد اين است كه بهفرض كه رأي تقلبي فقط همين سه ميليون باشد و آن هم بر نتيجهي انتخابات تأثير نداشته باشد اما : آيا بر اعتماد ميان ملت و حاكميت بهعنوان مهمترين سرمايهي پاسداشت دستاوردهاي گذشته و تداوم همراهي آينده نيز تأثير نخواهد داشت؟ آيا بر وجهه و حيثيت كشور و نظام و جامعه در داخل و خارج تأثير نخواهد داشت؟ آيا فرضيهي تقلب و تخلف گستردهتر در انتخابات را تقويت نخواهد كرد؟ آيا موجبي نخواهد بود تا مسئولان دولتي بهجاي شاخ و شانه كشيدن، از مردم عذرخواهي كنند و توضيحي قانعكننده بدهند؟ آيا آزمونهاي انتخاباتي گذشته و آينده را زير سوال نخواهد برد؟ آيا جايي براي اعتماد و اطمينان باقي خواهد گذاشت تا يك بار ديگر مردم به رأي دادن ترغيب شوند؟ آيا توضيحي براي خسارتهاي وارده و خونهاي ريخته و شهروندان زنداني شدهي اين روزها خواهد داشت؟ آقاي دكتر! اين هم يك ركورد ديگر، به فهرست بلندبالايتان اضافه كنيد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 23:51 توسط کورش هادیان |
|
|
يكي از بزرگان جملهي زيبايي دارد، ميگويد: در سرزميني كه مردمش تاريخ ميخوانند، خردسالان همچون سالخوردگان ميانديشند. عكس اين جمله هم منطقاً ميتواند درست باشد، يعني در جامعهاي كه مردمش تاريخ نميخوانند برخي بزرگسالان همچون خردسالان رفتار ميكنند. آقاي دكتر! در تاريخ دور و دراز اين سرزمين كهنسال بسيار روي داده كه هياهو و جنجال و گردوخاكي به پاشده اما از پس آن، حقيقت خود را از وراي قيل و قال بهروشني نمايانده است. آقاي دكتر! آنها كه امروز پاي سخنراني يا اطراف شما جمع ميشوند و عليه هاشمي شعار ميدهند و فضاسازي ميكنند، از دو حال خارج نيستند. يا هاشمي را نميشناسند و يا ميشناسند. در حالت نخست اگر فرض كنيم هاشمي را با آن پيشينهي روشن و سوابق درخشان و آشكار نميشناسند، ميتوان گفت اصولاً اهل شناخت نيستند و به طريق اولي شما را نيز نميشناسند. در حالت دوم اگر فرض كنيم كه هاشمي را ميشناسند و با اين حال عليه او شعار ميدهند و به او اتهام ميزنند، داستان بهگونهي ديگري خواهد بود. آقاي دكتر! تاريخ، درسهاي عبرتآموز و شگفتانگيزي براي جويندگان و مشتاقان دارد بهشرط آنكه قيل و قال دنياي سياست فرصتي براي پرداختن به تاريخ گذاشته باشد. مطمئن باشيد آنها كه به هاشمي با آن شخصيت و پيشينه رحم نكنند بهيقين به احمدينژاد نيز رحم نخواهند كرد. آقاي دكتر! تاريخ زماني قضاوت خواهد كرد كه گردوخاكها فرونشسته باشد، نكند آن روز ديگر فرصتي براي جبران نباشد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 0:25 توسط کورش هادیان |
|
|
اين روزها در ميان نام كساني كه در جريان انتخابات بازداشت شدهاند نام دكتر عبدالله رمضانزاده به چشمم خورد. با دكتر رمضانزاده يكي دو برخورد نزديك داشتهام. او زماني استاندار كردستان بود. آن زمان هم عدهاي تلاش كردند او را تخريب و برايش پروندهسازي كنند. مدتها عليه او جنگ رواني راه انداختند و آرامش را از زندگياش گرفتند. در نهايت هم با پيگيري رئيس قوهي قضاييه مشخص شد كه پروندهسازي بيپايه بوده و رمضانزاده تبرئه و قاضي پرونده به حكم دادسراي انتظامي قضات محكوم شد. دو ويژگي صداقت و شجاعت را شخصاً و از نزديك در شخصيت دكتر رمضانزاده مشاهده كردهام و گواهي ميدهم كه او از خدمتگزاران و دلسوزان كشور است. رمضانزاده از نخبگان كرد و اهل بيجار است. خطهاي كه در تربيت و تقديم بزرگان ادب و سياست از جمله اميرنظام گروسي پيشينهاي روشن دارد. براي او و ديگر دلسوزان صادق كشور آرزوي پايداري و سربلندي دارم. گمان كردم در اين اوضاع رسم جوانمردي نيست اگر دستكم يادي از ايشان نكنم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 23:48 توسط کورش هادیان |
|
|
من بسيجيام! آن بسيجي كه دشمن از نامش بر خود ميلرزيد و ملت در سايهي دلاورياش آسوده ميخوابيد. من بسيجيام! نه آن بسيجينما كه آلت دست باندهاي قدرت و ثروت و توطئه است و مايهي سلب آرامش و امنيت مردم! من بسيجيام!
بسيجي زمان جنگ كه چفيهاش را به زخم كمرش بست تا شدت خونريزي زخم تركش او را از پاي در نياورد. نه بسيجينماي جبهه نديدهي متظاهر پرادعاي ناآگاهي كه بوي تعفن ريا و تظاهر چفيهاش جانهاي پاك را آزار ميدهد. من بسيجيام! نه بسيجي اخراجيها و چرنديات ذهن آشفتهي دهنمكي! نه بسيجي دنبالهروي آن دروغگوي عوامفريب متظاهر كه تمام وجودش لجنمال حرص قدرت و شهرت است! من بسيجيام! در نگاه من، خرد و منطق و اخلاق بر هر چيز تقدم دارد و تنگنظري و كوتهنگري و دنبالهروي چشمبسته جايي ندارد. من بسيجيام ! و بسيجي بيش و پيش از هر چيز يك انسان است. انساني خودساخته كه دل و جان از تعلقات پست و حقير دنيايي پرداخته! من بسيجيام! بسيجي شيفتهي صداقت و يكرنگي! بسيجي روزگار درخشان و جاوداني كه بيگمان در تاريخ اين كشور تكرار نخواهد شد! روزگار ماندگار ميرحسين! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 23:53 توسط کورش هادیان |
|
|
من از بيقدري خار لب ديوار دانستم
كه ناكس كس نميگردد به اين بالانشينيها |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 11:33 توسط کورش هادیان |
|
|
امروز يادداشتهايم را مرور ميكردم. متني را ديدم كه تقريباً چهار سال پيش همين روزها كه انتخابات رياست جمهوري دورهي نهم برگزار ميشد، نوشته بودم. بخشي از آن را كه با اوضاع و احوال اين روزهاي كشور تناسب دارد ميآورم:
«آنها كه براي عروج بر سرير قدرت، لگدمال كردن شخصيت و آبروي هاشمي را نردبان ساختند و آنها كه عقدهها و كينهها و حسادتهاي تمام اين سالها را امروز يكجا آشكار كرده و در پي انتقام از امام هر چه نام و نشاني از امام دارد، ناجوانمردانه زشتترين تهمتها را به هاشمي نسبت ميدهند، بدانند كه دير يا زود مكافات عمل خود را بازپس ميدهند. هاشمي با تمام صداقت و مظلوميتش همچون يار مظلومش بهشتي در دلها و قلبهاي روشن و پاك، جاودانهي تاريخ خواهد ماند اما آنان كه با زير پا گذاشتن ابتداييترين اصول اخلاقي و انساني و ديني حرمت او را شكستند به حكم سنت لايتخلف الهي در غبار فراموشي تاريخ براي هميشه گم خواهند شد و لكهي ننگ قدرنشناسي و ناسپاسي نسبت به خدمتگزاران ملت و كشور براي هميشه بر دامن آنها خواهد ماند.»
امروز 22 خرداد 88 است. صداي خرد شدن استخوانهاي انسان حقيري كه گمان ميكرد ميتواند براي هميشه ملت و تاريخ را فريب دهد به گوش ميرسد. خوب گوش كنيد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 19:45 توسط کورش هادیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
من و سينه و بينهايت درد !
من و قلم و بيكران واژه ! يا پايمال انبوه درد ناگفته خواهم شد ! يا از واژه ها، افقي خواهم ساخت، روشن، فراروي فردا ! كورش هاديان ، دانشجوي دكتراي تاريخ ايران |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1388 خرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
|
RSS
|