تبليغاتX
حرفی از آن هزاران
قلم گوياترين ابزاري است كه از جانب انسان سخن مي‌گويد

آن روز كه روح‌الله بزرگ پس از سال‌ها دوري قدم به اين سرزمين گذاشت؛

طوق سنگين و كشنده‌ي ذلت و بردگي را از گردن ما برداشت!

امروز سي سال از آن روز مي‌گذرد؛

اگرچه روح‌الله از ميان ما رفته است،

اما سربلندي و عزت و آزادگي را براي نسل اندر نسل ما به يادگار گذاشت!

اين امانت را به‌جان و دل پاس بايد داشت!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 16:17  توسط کورش هادیان | 

به نام يگانه ماندگار همه‌ي دوران‌ها

جناب آقاي خاتمي!

اين دومين باري است كه طي چند ماه پويش دعوت، دست به قلم مي‌برم و چيزي مي‌نويسم. راستش را بخواهيد دغدغه‌اي دل و جان و ذهن مرا به خود مشغول داشته و چاره‌اي جز طرح و شرح آن اگرچه به اختصار نيست. نگارنده‌ي اين سطور دانشجوي تاريخ ايران است و سال‌هاست كتاب‌هاي تاريخ ايران را با گرايش به تاريخ كردستان ورق مي‌زند.

سده‌هاي طولاني است كه اقوام كرد و فارس و ترك و عرب و لر و غير آن در اين سرزمين زندگي مي كنند،‌ اگر كسي بگويد ميان اين اقوام ايراني هيچ گاه تنش و درگيري رخ نداده واقعيتي تاريخي را انكار كرده نيز اگر كسي مدعي شود تاريخ ايران داستان نبردي هميشگي و سلطه و ستم قومي بر قوم ديگر است باز هم سخني به گزاف گفته است.

آن كه تاريخ اين سرزمين كهن‌سال و اين ديار بي‌زوال را خوانده باشد، بي‌گمان اذعان خواهد كرد كه نمونه‌هاي همراهي و همدلي ميان اقوام گوناگون ايراني چندين برابر بيش و پيش از مواردي است كه به هر دليل و علت، گاهي سوءتفاهمي پديد آمده يا سوءرفتاري صورت گرفته يا يكي بر ديگري ستمي روا داشته و من به جرأت ادعا مي‌كنم هر كه گذشته‌ي تعامل ميان اقوام ايراني را به‌گونه‌اي تيره و تار ترسيم كند، يا تاريخ اين سرزمين را به‌درستي و تمام و كمال نخوانده يا نفس خويش آن‌چنان‌كه بايد و شايد از كژي نپرداخته!

امروز و با گذشت هزاران سال از تاريخ اين سرزمين كهن‌سال و اين ديار بي‌زوال، موضوع چندوچون تعامل ميان اقوام ايراني هم‌چنان ساري و جاري است. سه دهه‌ي پرفراز و نشيب پس از انقلاب، اصولي از قانون اساسي وآموزه‌هاي روشن امام و رهبري، همه و همه اشاره‌ها و نشانه‌هاي روشني از زنده و مطرح بودن اين موضوع در جامعه‌ي كنوني ماست.

پرداختن منطقي و اساسي به اين مسئله نيازمند بهره‌گيري از ذخاير و اندوخته‌هاي نظري و عملي اسلام و انقلاب و پشتوانه‌هاي تاريخي و فرهنگي ايران بزرگ است. اين پشتوانه‌ي گران‌بها آن‌چنان غني و سرشار از نكات آموزنده و راه‌گشاست كه بي‌ترديد مي‌تواند خطوط روشني از چشم‌انداز اميدبخش آينده‌ي موضوع اقوام و اهل‌سنت در برابر ديدگان ناظران منصف و دلسوزان اين كشور و همه‌ي كساني كه دغدغه‌ي اسلام و ايران و انقلاب دل و جان‌شان را آكنده است، ترسيم كند.

جناب آقاي خاتمي!

شما در سال‌‌هايي كه رئيس‌جمهور بوديد نشان داديد در اين عرصه كم و بيش حرف‌هايي براي گفتن داريد و اگر فرصتي باشد مي‌توانيد بي آن كه تنشي ايجاد شود يا تعادل بين منافع و مصالح قومي وملي بر هم خورد، به اين مسئله بپردازيد. اگرچه پرداختن به موضوع اقوام و اهل‌سنت هيچ‌گاه بي‌تنش و بحث و جدل نخواهد بود و هميشه در دو سوي يك قضيه دو طيف افراطي و تفريطي را خواهيد يافت كه يا از اساس صورت مسئله را پاك مي‌كنند و يا گسيخته و بي‌حساب به مسئله مي‌پردازند، آن‌چنان كه هزينه‌هاي مادي و معنوي آن را به چندين برابر معمول خويش افزايش مي‌دهند.

گمان مي‌كنم در دنياي امروز كه رسانه‌ها مرزهاي جغرافيايي و سياسي و فاصله‌هاي دور و دراز را درنورديده و امكان تأثيرگذاري و تأثيرپذيري را به حداكثر ارتقا داده‌اند، هيچ مسئله‌اي را نمي‌توان جز با طرح و بحث منطقي و يافتن چاره‌اي بنيادين و اساسي حل و فصل كرد و هر راهي غير از اين هزينه‌اي است كه بيهوده پرداخت مي‌شود و فرصتي است كه بر باد مي‌رود يا بدتر از آن تهديدي است كه نضج مي‌يابد و قد مي‌كشد و خانه‌برانداز مي‌شود.

نگارنده‌ي اين سطور نه آرمان‌گراي محض است و نه بي‌خبر از دور و بر خويش! بلكه تنها در پي آن است كه رئيس‌جمهور اين كشور كه مي‌تواند و بايد به اجراي اصول قانون اساسي همت گمارد، عنايتي دوچندان به موضوع اقوام داشته و فرصت‌هاي گران‌بها و كم‌نظير اين عرصه را غنيمت شمرده و فعليت بخشد و از زيان و خسران آسيب‌هاي آن بكاهد و گمان ندارم كه اين آرزويي دست‌نيافتني باشد چرا كه مرور آن‌چه در سال‌هاي پيش از اين روي داده نشان مي‌دهد كه زمينه و فرصت فراهم است و شما نيز مي‌توانيد و بايد به حكم وظيفه‌ي تاريخي خود گام در اين وادي گذاريد و نگذاريد كه فهرست حسرت‌ها و افسوس‌هاي‌مان از آن‌چه هست افزون‌تر شود.

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 22:5  توسط کورش هادیان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من و سينه و بي‌نهايت درد !
من و قلم و بيكران واژه !
يا پايمال انبوه درد خواهم شد !
يا از واژه ها،
افقي خواهم ساخت، روشن،
فراروي فردا !

كورش هاديان،
دانشجوي دكتراي تاريخ ايران

پیوندهای روزانه
سنندج، اين روزها حال خوشي ندارد!
تا دير نشده چاره‌اي بينديشيد!
فقط بغض! فقط اشك! فقط شرم!
هر وقت دل‌تنگ مي‌شوم قرآن مي‌خوانم
تازه‌ترين تحليل و مواضع ميرحسين موسوي
ناگفته‌هاي فرزند ايران و كردستان
باز هم درباره‌ي حجتيه
روايت فاتح از اشك موسوي براي رهبري
دلم دريا مي‌خواهد
حرف‌هاي پر از ستاره و نور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
پیوندها
بزرگ‌مرد تاريخ
يادداشت‌هاي دوران سكوت
رها
گيله لوي
جنگل(باران)
پرسه در بزرگ‌راه
يك راه، بي‌نهايت همراه!
روزهاي ناب، يادهاي نيك(وبلاگ دوم)
سمران، تاريخ و فرهنگ كردستان(وبلاگ سوم)
روزگار ماندگار(وبلاگ چهارم)
آب‌نما
موج سبز
از رنجي كه مي‌بريم
نامه‌ي رنج و اميد(حجت نظري)
مقالات تاريخي، دكتر اكثيري
حرف‌هاي بهاري سمانه
نقاشي‌هاي قشنگ علي‌رضا
واژه‌هاي كهن، افق‌هاي نو
او مثل هيچ‌كس نيست
از لطافت غزل و ژرفای تاريخ
زیباترین سخن از کیست؟
جوان آينده‌ساز
آيينه‌ي انديشه
شبم پر هول فردا
تخته‌گاز
سال‌هاي تاكنون(عبدالجبار كاكايي)
فعلاً اين‌جا هستم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM