![]() |
![]() |
|
| قلم گوياترين ابزاري است كه از جانب انسان سخن ميگويد |
|
اين روزها در ميان نام كساني كه در جريان انتخابات بازداشت شدهاند نام دكتر عبدالله رمضانزاده به چشمم خورد. با دكتر رمضانزاده يكي دو برخورد نزديك داشتهام. او زماني استاندار كردستان بود. آن زمان هم عدهاي تلاش كردند او را تخريب و برايش پروندهسازي كنند. مدتها عليه او جنگ رواني راه انداختند و آرامش را از زندگياش گرفتند. در نهايت هم با پيگيري رئيس قوهي قضاييه مشخص شد كه پروندهسازي بيپايه بوده و رمضانزاده تبرئه و قاضي پرونده به حكم دادسراي انتظامي قضات محكوم شد. دو ويژگي صداقت و شجاعت را شخصاً و از نزديك در شخصيت دكتر رمضانزاده مشاهده كردهام و گواهي ميدهم كه او از خدمتگزاران و دلسوزان كشور است. رمضانزاده از نخبگان كرد و اهل بيجار است. خطهاي كه در تربيت و تقديم بزرگان ادب و سياست از جمله اميرنظام گروسي پيشينهاي روشن دارد. براي او و ديگر دلسوزان صادق كشور آرزوي پايداري و سربلندي دارم. گمان كردم در اين اوضاع رسم جوانمردي نيست اگر دستكم يادي از ايشان نكنم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام خرداد 1388ساعت 23:48 توسط کورش هادیان |
|
|
من بسيجيام! آن بسيجي كه دشمن از نامش بر خود ميلرزيد و ملت در سايهي دلاورياش آسوده ميخوابيد. من بسيجيام! نه آن بسيجينما كه آلت دست باندهاي قدرت و ثروت و توطئه است و مايهي سلب آرامش و امنيت مردم! من بسيجيام!
بسيجي زمان جنگ كه چفيهاش را به زخم كمرش بست تا شدت خونريزي زخم تركش او را از پاي در نياورد. نه بسيجينماي جبهه نديدهي متظاهر پرادعاي ناآگاهي كه بوي تعفن ريا و تظاهر چفيهاش جانهاي پاك را آزار ميدهد. من بسيجيام! نه بسيجي اخراجيها و چرنديات ذهن آشفتهي دهنمكي! نه بسيجي دنبالهروي آن دروغگوي عوامفريب متظاهر كه تمام وجودش لجنمال حرص قدرت و شهرت است! من بسيجيام! در نگاه من، خرد و منطق و اخلاق بر هر چيز تقدم دارد و تنگنظري و كوتهنگري و دنبالهروي چشمبسته جايي ندارد. من بسيجيام ! و بسيجي بيش و پيش از هر چيز يك انسان است. انساني خودساخته كه دل و جان از تعلقات پست و حقير دنيايي پرداخته! من بسيجيام! بسيجي شيفتهي صداقت و يكرنگي! بسيجي روزگار درخشان و جاوداني كه بيگمان در تاريخ اين كشور تكرار نخواهد شد! روزگار ماندگار ميرحسين! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 23:53 توسط کورش هادیان |
|
|
من از بيقدري خار لب ديوار دانستم
كه ناكس كس نميگردد به اين بالانشينيها |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 11:33 توسط کورش هادیان |
|
|
امروز يادداشتهايم را مرور ميكردم. متني را ديدم كه تقريباً چهار سال پيش همين روزها كه انتخابات رياست جمهوري دورهي نهم برگزار ميشد، نوشته بودم. بخشي از آن را كه با اوضاع و احوال اين روزهاي كشور تناسب دارد ميآورم:
«آنها كه براي عروج بر سرير قدرت، لگدمال كردن شخصيت و آبروي هاشمي را نردبان ساختند و آنها كه عقدهها و كينهها و حسادتهاي تمام اين سالها را امروز يكجا آشكار كرده و در پي انتقام از امام هر چه نام و نشاني از امام دارد، ناجوانمردانه زشتترين تهمتها را به هاشمي نسبت ميدهند، بدانند كه دير يا زود مكافات عمل خود را بازپس ميدهند. هاشمي با تمام صداقت و مظلوميتش همچون يار مظلومش بهشتي در دلها و قلبهاي روشن و پاك، جاودانهي تاريخ خواهد ماند اما آنان كه با زير پا گذاشتن ابتداييترين اصول اخلاقي و انساني و ديني حرمت او را شكستند به حكم سنت لايتخلف الهي در غبار فراموشي تاريخ براي هميشه گم خواهند شد و لكهي ننگ قدرنشناسي و ناسپاسي نسبت به خدمتگزاران ملت و كشور براي هميشه بر دامن آنها خواهد ماند.»
امروز 22 خرداد 88 است. صداي خرد شدن استخوانهاي انسان حقيري كه گمان ميكرد ميتواند براي هميشه ملت و تاريخ را فريب دهد به گوش ميرسد. خوب گوش كنيد.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 19:45 توسط کورش هادیان |
|
|
ساعت 11 رفتم رأي بدهم بر خلاف بسياري از دورهها كه اين ساعت از روز تقريباً شعبههاي رأي خلوت بود حدود نيم ساعت در شهر گشتم اما شعبهي خلوت پيدا نكردم. در نهايت مثل بقيهي مردم زير حرارت آفتاب در صف ايستادم و يك ساعت شايد هم كمي بيشتر طول كشيد تا نوبت رأي دادن به من برسد.
پيشبيني من از نتايج انتخابات: شركت كنندگان : بيش از 35 ميليون نفر نفر اول: آقاي موسوي با رأي بين 20 تا 25 ميليون مردم صداقت را ميفهمند و خدا دوستدار مردم است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 18:13 توسط کورش هادیان |
|
|
... و بر لوح روشن تاريخ نوشته خواهد شد كه 22 خرداد سبزترين روز ايران است! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 8:23 توسط کورش هادیان |
|
|
برخيز وضو ساز روان شو نه هنگام درنگ است رأي من و تو جان عدو را چو خدنگ است |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم خرداد 1388ساعت 8:20 توسط کورش هادیان |
|
|
اين چند روز گاهي دلمان سوخت
گاهي بغضمان شكست گاهي اشكمان جاري شد گاهي به ياد مظلوميت شهيد بهشتي افتاديم گاهي از دوستان شهيدمان ياد كرديم گاهي خاطرات تلخ و شيرين سالهاي پشت سر زنده شد گاهي هشدارهاي تكاندهندهي امام راحل برايمان تداعي شد و گاهي احساس كرديم با همهي آنچه در اين سالها بر ما گذشته روزها و ساعتهايي اينچنين تلخ و گزنده و عبرتآموز نداشتهايم و دعا كرديم كه در آينده نيز نداشته باشيم. اين روزها آرام و سخت ميگذرد اما به يقين فردا و فرداهايي روشن و پراميد در انتظار ماست بغضها ميشكند اشكها ميريزد و درد و رنج نشانهي تولدي دوباره است |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 7:59 توسط کورش هادیان |
|
|
وقتي همهي هويت ما را با تيزهاي زهرآگين فريب و تظاهر نشانه رفتهاند.
سكوت جايز نيست وقتي بوي تعفن دروغ و ريا جانهاي پاك را آزرده است. سكوت جايز نيست وقتي سفيدي سالهاي پرافتخار پشت سر را تيره و تار نشان ميدهند. سكوت جايز نيست وقتي به نام دين دروغ ميگويند. سكوت جايز نيست وقتي بين جوان پاكضمير و مؤمن ما و گذشتهي زيباي انقلاب خط حائلي از فريب ميكشند سكوت جايز نيست وقتي جاهطلبان سيريناپذير براي تكيه بر سرير قدرت بر دار و ندار ما چوب حراج ميزنند سكوت جايز نيست وقتي به عقل و شعور و فهم من و تو و اين ملت توهين ميشود سكوت جايز نيست وقتي ميراث ارزشمند امام و خون شهيدان و زحمات رهبري و بزرگان پايمال خودخواهيها ميشود. سكوت جايز نيست وقتي سكوت به همراهي با متحجران عوامفريب و مدعيان بيهنر و دروغگويان متظاهر تعبير شود. سكوت جايز نيست وقتي سرنوشت فردا در فريادهاي سبز من و تو رقم ميخورد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 6:21 توسط کورش هادیان |
|
|
هزينههاي جبرانناپذير مادي و معنوي كه در اين چهار سال داديم بهاي گزافي بود كه پرداختيم تا بيش از پيش بدانيم كشور را نميتوان با تحجر و عوامفريبي و قهرمانبازي اداره كرد و دريابيم كه كنار كشيدن از صحنه و بياعتنايي به سرنوشت خويش و از روي هيجان و احساس رأي دادن زيانبارترين گزينه است. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 20:2 توسط کورش هادیان |
|
|
دعوا بر سر خدمترساني به چند روستا نيست و خيلي بالاتر از اينهاست. بر اساس تصويب اركان نظام و ابلاغ رهبري دولت در سطح كلان وظايفي داشته كه اغلب به آن عمل نكرده است. بايد ميلياردها دلار در نفت و گاز و پتروشيمي و آب و برق سرمايهگذاري ميكرده كه نكرده است. براي نمونه عسلويه كه 60 هزار كارگر داشت امروز تقريباً تعطيل شده است. بايد از كشاورزي و صنعت و توليد داخلي در برابر واردات حمايت ميكرده كه نكرده و امروز بسياري از كارگران و كشاورزان به خاك سياه نشستهاند. بايد ميزان نقدينگي كشور را كنترل ميكرده كه نكرده است. بايد تورم را كاهش ميداده كه نداده است. بايد تشكلهاي غيردولتي را براي افزايش مشاركت و نظارت عمومي گسترش ميداده كه نداده و با آنها مقابله كرده است. بايد با دانشگاه و دانشجو و استاد و قشر فرهنگي و فرهيخته رابطهاي منطقي برقرار ميكرده كه نكرده و برخوردهاي تنگنظرانه و امنيتي داشته و امروز بيشترين مخالفتها با دولت نهم در سطح دانشگاههاي كشور به چشم ميخورد. بايد با بزرگان حوزه و مرجعيت رابطهاي محترمانه برقرار ميكرده كه نكرده و امروز بسياري از بزرگان حوزه از رفتار و عملكرد دولت نهم رضايت ندارند. بايد از صدور قطعنامههاي شوراي امنيت عليه كشور جلوگيري ميكرده كه نكرده است. بايد مانند تمام رؤساي جمهور قبلي (از زمان رياست جمهوري آيتالله خامنهاي به بعد) بهخاطر ادعاي امارات نسبت به سه جزيرهي ايراني و همينطور نام خليج فارس از سفر به اين كشور خودداري ميكرده كه نكرده بلكه در آنجا زير نام خليج عربي عكس يادگاري گرفته است. بايد براي جذب اقوام و اهلسنت بر اساس نگاه فرصتمحور آنگونه كه رهبري انقلاب گفتند برنامهريزي ميكرده كه نكرده و به اقوام نگاهي امنيتي داشته و امروز كشور از اين مسئله آسيبپذير شده است. بايد از نظرات كارشناسان و نخبگان در برنامهريزيها و تصميمگيريها استفاده ميكرده كه نكرده است. بايد شوراهاي منحل شده را احيا ميكرده كه نكرده است. بايد از ترويج خرافات و ادعاهاي دروغ جلوگيري ميكرده كه نكرده بلكه خود به آن دامن زده است. بايد سالانه به مجلس گزارش عملكرد ميداده كه نداده است. بايد در چارچوب برنامهي چهارم و سند چشمانداز كه مصوب نظام است حركت ميكرده كه نكرده است. بايد از استفاده از اموال بيتالمال براي مصارف باندي و تبليغاتي پرهيز ميكرده كه نكرده و در آستانهي انتخابات در حجم گسترده به پخش و توزيع امكانات و پول بين مردم و استفادهي غيرقانوني از امكانات و رسانههاي دولتي روي آورده است. بايد به شخصيت و كرامت انسان و مردم احترام ميگذاشته كه نگذاشته و با پخش سيبزميني رايگان به شعور مردم توهين كرده است. بايد آنگونه كه ادعا كرده كابينهي هفتاد ميليوني تشكيل ميداده كه نداده و تنها تعدادي افراطي و تنگنظر را دور خود جمع كرده و آنها را تمام ملت ميداند. بايد واقعيتها را به مردم ميگفته كه نگفته در قضيهي هستهاي كه از بيست سال پيش آغاز شده دولت نهم كمترين سهم و بيشترين ادعا را داشته و بهدروغ زحمات ديگران را به نام خود نوشته در قضيهي صنايع موشكي آقاي شمخاني كه هشت سال وزير دفاع بود بيشترين زحمت را كشيد اما اين دولت با نامردي تمام همه را به نام خود نوشت و هيچ اشارهاي به گذشتگان نكرد بهحدي كه انسان وارسته و مخلصي مانند شمخاني هم به رفتار دولت نهم اعتراض كرد. در قضيهي ملوانان متجاوز انگليسي بايد عزت و آبروي ايران را حفظ ميكرده كه نكرده و شخص رئيسجمهور بدون هيچ توجيه منطقي و سياسي در بالاترين سطح اين متجاوزان را بدرقه كرده و بهدروغ گفته است كه وزير خارجهي انگليس كتباً عذرخواهي كرده است. دولت وقتي آمار ميدهد كه بيكاري كاهش پيدا كرده آمار دستكاري شده ارائه ميدهد. براي نمونه تعريف جديدي از شاغل ارائه ميدهد و بعد مدعي ميشود كه دولت بيكاري را كاهش داده در حالي كه دولت مبناي تعريف بيكاري و اشتغال را مطابق ميل خود تغيير داده و در نهايت آمار دروغ به مردم ميدهد. دربارهي تورم تا مدتها رئيسجمهور حاضر نبود بپذيرد كه گراني وجود دارد و به تمسخر ميگفت مردم بروند از فروشگاهي كه آقاي الهام خريد ميكند خريد كنند. بعد هم كه پذيرفت تلاش كرد با آمار نادرست مردم را فريب دهد در حالي كه همهي ما گراني و بيساماني بازار را با همهي وجود لمس ميكنيم. دولت آمار ميدهد كه صادرات غيرنفتي را افزايش داده اما به مردم نميگويد كه بخش عمدهي اين صادرات مربوط به صنايع پتروشيمي است كه اكثر واحدهاي آن در زمان دولت قبل احداث شده و دولت نهم تنها حاصل زحمات گذشتگان را به نام خود ثبت ميكند. بايد به شعار سادهزيستي عمل ميكرده كه نكرده و وزير كشور ميلياردر سر كار آورده است. بايد به شعار صداقت عمل ميكرده كه نكرده و وزير كشور با مدرك جعلي و دروغگو روي كار آورده است. بايد با مردم و اطرافيان و همكاران خود با احترام و كرامت برخورد ميكرده كه نكرده و برخورد او مانند اشخاص مستبد و ديكتاتور و زورگو بوده است. دربارهي رفتار ضداخلاقي و حرمتشكنانهي همسر آقاي الهام(فاطمه رجبي) كه تمام بزرگان را به باد ناسزا و تهمت ميگيرد و رهبري انقلاب به صراحت وي را از اين كار نهي كرده رئيسجمهور ميگويد: يك زن پيدا شده كه مردانه حرف ميزند چرا به او اعتراض ميكنيد؟ رفتار احمدينژاد با هاشمي و ديگر بزرگان، خاطرهي رفتار بنيصدر با شهيد مظلوم بهشتي را بهروشني زنده ميكند. احمدينژاد حتي سوگند خود را دربارهي پاسداري و عمل به قانون اساسي نقض كرده و عملاً به آبرو و حقوق شهروندان تجاوز كرده است. دولت احمدينژاد آنقدر خراب كرده كه نيازي به تخريب ندارد. تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 13:35 توسط کورش هادیان |
|
|
تجربه و تاريخ نشان داده است كه شكست خوردگان بياخلاق در آخرين دست و پا زدنهاي خود به دروغ و تهمت و تمسخر و جعل و تحريف حقايق و تحريك اعصاب مخالفان خود روي ميآورند.
بردبار و شكيبا و با متانت تا نماز شكر روز 24 خرداد ! |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم خرداد 1388ساعت 7:33 توسط کورش هادیان |
|
|
به بركت نفس پاك امام و رهبري و فرزند زهرا(س) استبداد رضاخاني انجمن حجتيه در اين كشور شكل نخواهد گرفت.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 23:57 توسط کورش هادیان |
|
|
در مراسم سالگرد رحلت حضرت امام كه بهحق اسوهي اخلاق بودند در حركتي كه به نظر ميرسيد سازمانيافته است تعدادي از هواداران يكي از نامزدهاي انتخاباتي كه شب پيش از آن در مناظرهي تلويزيوني نمايش كاملي از پايبندي به اخلاق و تقوا را ارائه كرده بود تلاش كردند مراسم امام را هم به نفع اهداف گروهي مصادره كنند.
اين عده شعارهايي در حمايت از نامزد مورد نظر خود ميدادند و تصاوير او را در دست گرفته و در برابر ديدگان بينندگاني كه مراسم را بهظور زنده از شبكه يك سيما مشاهده ميكردند قرار دادند. دز زمان شروع سخنراني رهبر فرزانهي انقلاب اين عده شعارهاي خود را ادامه دادند و رهبري حكيم انقلاب در جملهاي پرمعنا و كوبنده اينگونه با اين سوءاستفادهي انتخاباتي برخورد كردند و گفتند: با شعارهاي بيجا حق اين جمعيت عظيم را ضايع نكنيد. علاوه بر اين رهبري انقلاب در سخنان خود نكاتي را مطرح كردند كه معطوف به ديدگاهها و رفتارهاي انتخاباتي نامزدها بود و از جمله به صراحت تأكيد كردند كه نامزدها در مناظره حدود شرعي و ديني را رعايت كنند و براي اثبات خود به نفي ديگران نپردازند. پيش از آن نيز حجتالاسلام سيدحسن خميني در سخناني از بياخلاقي و استفاده از روش توجيه وسيله براي رسيدن به هدف در رقابتهاي انتخاباتي انتقاد كرده بود. اميد آن كه بنا به توصيهي رهبري فرزانهي انقلاب همه با آگاهي و دقت در گفتارها و رفتارهاي نامزدها به پاي صندوقهاي رأي بروند و به كسي رأي دهند كه مردم و كشور ايران و اسلام را در برابر ديدگان بيدار ناظران و آيندگان و تاريخ و نسلهاي آينده و روح شهيدان سربلند كند. امام راحل اخلاق را در پاي هيچ هدف كوچك و بزرگي قرباني نكرد و اين راز ماندگاري او در دلهاي صادقان است. به كسي رأي ميدهيم كه در سخن و عمل نشان داده باشد دستكم از نظر روش و منش اخلاقي در مسير امام حركت ميكند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم خرداد 1388ساعت 6:0 توسط کورش هادیان |
|
|
براي خيليها و خيلي چيزها متأسفم!
براي مدعيان ارزشها و اصول و اخلاق و تقوا ! براي مدعيان پيروي از رهبري ! براي ترويج فرهنگ بيتقوايي و هتاكي و فحاشي و پردهدري و پروندهسازي ! براي بيحرمتي به كساني كه عمري است در اين كشور و اين نظام زحمت ميكشند و بهترين سالهاي زندگي خود را وقف كشور و انقلاب و جنگ و ساختن كشور كردند و اين روزها در معرض زشتترين تهمتها و توهينها قرار دارند! متأسفم براي سطحينگريها ! متأسفم براي گسترش فرهنگ كوچه بازاري و داشمشتي بازي و ايول ايول در سطحي كه هيچكس گمان نميبرد ! متأسفم براي هزاران سال تمدن و فرهنگ و ادب و اخلاق اين كشور ! متأسفم براي قرباني كردن ارزشها و مفاهيم ديني و اخلاقي در پاي خودخواهي و در پردهي تزوير و تظاهر ! متأسفم! اما بردبارم تا آن روز كه پردهها برافتد و مدعيان عوامفريب در پيشگاه خدا و خلق خدا رسوا شوند! گر مسلماني از اين است كه حافظ دارد واي اگر از پس امروز بود فردايي ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 9:26 توسط کورش هادیان |
|
|
رفتار غيركارشناسي، خودمحوري، قانونگريزي و دروغگويي چهار ويژگي مهم دولت نهم است كه از ابتداي انقلاب در هيچ دولتي نظير ندارد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 8:10 توسط کورش هادیان |
|
|
شواهد موجود نشان از توطئهاي بسيار خطرناك دارد. ابتدا هشت سال خاتمي و بعد هشت سال هاشمي را زير سوال بردند. پس از آن گفتند دوران موسوي هم ...
امروز هم ميگويند اصلا جام زهر قطعنامه را هاشمي و موسوي و خاتمي و رضايي به امام دادند. حساب كنيد با اين اوصاف از انقلاب و نظام و كشور و بزرگان انقلاب چه ميماند؟ لطفا به حضرات انجمن حجتيه و مقدسمآبان متحجر و عوامفريبان بيدانش و عافيتطلبان بيدرد و جبهه نديدههاي پرادعا بگوييد تشريف بياورند، فرش قرمز گستردهاند. سوگند به خدا كه نامردي و بيديني را از حد گذراندهاند. چه راست گفت بهشتي مظلوم كه براي حفظ انقلاب هم بايد خون داد هم خون دل خورد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم خرداد 1388ساعت 23:40 توسط کورش هادیان |
|
|
امشب فيلم انتخاباتي آقاي احمدينژاد را از تلويزيون نگاه كردم. حرف تازهاي براي گفتن نداشت. از جنبهي هنري هم تعريفي نداشت. صحبتها و مطالب فيلم مانند آنچه در اين سالها از رئيسجمهور و اطرافيان او شنيدهايم و ديدهايم بخشي اغراق بود و بخشي كليگويي و بخشي عوامفريبي و بخشي پوشاندن واقعيتها |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 23:30 توسط کورش هادیان |
|
|
از جمله ارزشهاي والاي جامعه و انقلاب پايبندي به قانون است و از ويژگيهاي مهم دولت آقاي احمدينژاد قانونگريزي ! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 15:3 توسط کورش هادیان |
|
|
اگر قرار باشد بر اساس نقاط ضعف نامزدهاي رياست جمهوري قضاوت و مقايسه كنيم پروندهي آقاي احمدينژاد از همه سياهتر است.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 23:24 توسط کورش هادیان |
|
|
من به موسوي رأي ميدهم تا در برابر نسلهاي آينده سربلند باشم.
من به موسوي رأي ميدهم تا والاترين ارزش انقلاب يعني پايبندي به قانون را احيا كند. من به موسوي رأي ميدهم تا انجمن حجتيه بيش از اين بر هستي و دار و ندار انقلاب چوب حراج نزند. من به موسوي رأي ميدهم چون بيش از اين تحمل شنيدن دروغها و عوامفريبيها و تحقيرهاي برخي دولتمردان دولت آقاي احمدينژاد را ندارم. من به موسوي رأي ميدهم تا با جلب نظر اقوام مختلف كشور از گسترش خطر اختلاف و انزوا و واگرايي جلوگيري كند. من به موسوي رأي ميدهم تا بيش از اين شاهد نابودي كشاورزي و صنعت كشور و بيچارگي كشاورزان و كارگران نباشم. من به موسوي رأي ميدهم تا سياستهاي غيركارشناسي و تصميمات فردي و عجولانه و خلقالساعه كشور را به سمت ضعف و نابودي نكشاند. من به موسوي رأي ميدهم تا صداقت و واقعبيني و پايبندي حقيقي به ارزشها بر فضاي دولت و جامعه حاكم شود و ادعاها و شعارهاي ظاهرفريب اما توخالي رنگ ببازد. من به موسوي رأي ميدهم تا ميراث گذشته و تجربهي نخبگان و مديران و كارشناسان بيش از اين بر باد خودخواهي و تكروي برخي آقايان نرود. من به موسوي رأي ميدهم تا ديگر رئيسجمهور اين كشور ملوانان متجاوز انگليسي را شخصا و با حقارت هرچه تمامتر كه تحقير ملت ايران بود بدرقه نكند و در عرض 24 ساعت سياست خارجياش نوسان پيدا نكند. من به موسوي رأي ميدهم تا رئيسجمهور اين كشور بار ديگر زير نام خليج عربي عكس يادگاري نگيرد. من به موسوي رأي ميدهم تا ارتباط با كشورهاي امريكاي لاتين روزنهاي براي گسترش ماركسيسم در اين كشور نشود. هيچيك از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري معصوم نيستند اما در مقايسه موسوي از همه شايستهتر است. نميدانم چرا برخي اين همه خطا و انحراف و قانونشكني و زيان به كشور و بيتالمال را در اين چند سال نميبينند و فقط استعفاي موسوي را در دههي شصت ميبينند. من در آن سالها يك دانشآموز بسيجي بودم. شهادت ميدهم كه مديريت موسوي در سالهاي جنگ كشور را نجات داد و حضرت امام رضوانالله عليه بيجهت از او حمايت نميكرد. پشتوانهي رأي من به موسوي سالها مطالعه و تجربه در عرصههاي گوناگون و احساس مسئوليت در برابر كشور و انقلاب و خون شهيدان و فرداي قيامت است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم خرداد 1388ساعت 7:54 توسط کورش هادیان |
|
|
من به كسي رأي ميدهم براي اقوام و اهلسنت برنامهاي عيني، روشن و مبتني بر رعايت مصالح كشور و مطالبات و حقوق اقوام داشته باشد. موضوع اقوام اهميت و حساسيتي در طراز تماميت ارضي كشور دارد و از اين منظر ميزان توجه و تأملي كه رئيسجمهور ميتواند و بايد در اين موضوع داشته باشد، بهروشني آشكار ميشود. كمتوجهي يا نداشتن برنامهاي جامع براي چگونگي تعامل حاكميت و اقوام ميتواند زيانهاي جبرانناپذيري بر كشور وارد كند و حتي خطراتي را متوجه تماميت ارضي و يكپارچگي كشور نمايد. آنكه در جايگاه رياست جمهور قرار ميگيرد بايد آنگونه داراي سعهي صدر و بلندنظر باشد كه نگاه او از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب ايران را صرفنظر از تفاوتها و تمايزات قومي و مذهبي پوشش دهد و همه را از منظر شهروندان اين كشور بنگرد و براي او شهروند تهراني و كردستاني و بلوچستاني و تركمن و آذري و لرستاني و خوزستاني، در عمل و به معناي حقيقي كلمه و بهگونهاي نهادينه يكسان باشند. اين نگارنده بر آن است كه در موضوع اقوام هر نگاهي جز نگاه فرصتمحور، راه به جايي نخواهد برد. نگرش فرصتمحور به اقوام از جايگاه رياست جمهوري ميتواند زمينهها و عرصههاي فراوان و گوناگوني را فراروي نخبگان و شخصيتهاي برخاسته از ميان اقوام گوناگون ايراني فراهم آورده و در نهايت تعميق اعتماد بدنهي جامعه و ملت به حاكميت و تثبيت و استحكام بيش از پيش پايههاي انقلاب و نظام و تماميت ارضي كشور را در پي داشته باشد و اين مهم از كسي برميآيد كه با همهي وجود به ضرورت حضور اقوام گوناگون در سطوح مختلف حاكميت باور داشته و نه تنها در شعار و گفتار كه در عمل و كردار به آن پايبند باشد. در اين مسير، مطالعه و بهرهگيري از تجارب تاريخي و بررسي آنچه در سدههاي گذشته در عرصهي چگونگي تعامل اقوام ايراني و حضور نخبگان قومي در حاكميت در اين سرزمين گذشته بهيقين ميتواند دربردارندهي نكات راهگشا و متضمن خطوط روشن و نمونههاي آموزنده باشد. امري كه گمان ميرود تا حدود زيادي مغفول مانده و بههر دليل و علت مورد كمتوجهي قرار گرفته است. تاريخ ايران گوياي اين نكتهي اساسي است كه اين سرزمين در دورههاي گوناگون بهوسيلهي نمايندگان اقوام و مذاهب گوناگون ايراني و اسلامي اداره شده است. اين نگارنده از آنجا كه دستي در تاريخ كردستان دارد به خود اجازه ميدهد كه نمونههايي از اين باب ذكر كند. شرفخان بدليسي كه هنوز كتابي كه در تاريخ ايران و كردستان نوشته الهامبخش نكتههاي بديع است و شيخعليخان زنگنه، صدراعظم دورهي صفوي كه حتي بيگانگان هم به پاكي و درستي او گواهي دادهاند و محمدخان زنگنه كه اميرنظام بود و دست راست عباسميرزا و سالها در ماجراهاي گوناگون از جمله در برابر تهديد آشكار و پنهان روس نقشي مؤثر ايفا كرد و مردم آذربايجان هنوز هم ياد مردمداري و يادگارهاي عمران و آبادي او را بهعينه ميبينند و عزيزخان مكري كه مذهب اهلسنت داشت و در مقام صيانت از منافع و مصالح ملي بهعنوان دست راست اميركبير به رويارويي با بحران بابيه پرداخت و كشور را از تهديد و آشوبي خطرناك رهايي بخشيد و اميرنظام گروسي كه دهها سال در مناصب و مقاطع گوناگون به تماميت ارضي و فرهنگ اين آب و خاك خدمت كرد و چراغعليخان زنگنه كه به نمايندگي از اميركبير در خواباندن فتنهي سالار در مشهد و جلوگيري از تداوم آن كه بعيد نبود پيامدهاي خطرناكي همچون تجزيهي خراسان داشته باشد، نقشي اساسي و محوري داشت و دهها و صدها چهره و شخصيت ديگر كه هر يك به نوبهي خود و در حد توان و امكان و در كنار ديگر هموطنان خويش براي اعتلا و سربلندي اين كشور تلاش كردند و گام برداشتند. نميتوان از دهها و صدها شهيدي كه در سالهاي پس از انقلاب نقد جان خويش در طبق اخلاص نهادند و در راه حفظ اسلام و كشور و انقلاب زجرها كشيدند و بالاترين سرمايهي خويش را فدا كردند، ياد نكرد. ملاحيدر فهيم كه در سن هشتاد سالگي به شهادت رسيد و ملاعبدالكريم شهريكندي و ملاعلي جلاليزاده و ملامحمد ذبيحي و برادران شبلي و برادران نمكي و بسياري ديگر كه در اوج مظلوميت و گمنامي جان باختند و نامشان با اسلام و ايران و انقلاب جاودانه شد.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم خرداد 1388ساعت 8:20 توسط کورش هادیان |
|
|
امروز دوم خرداد 88 ساعت 10 صبح آقاي ميرحسين موسوي در سالن شهيد نيلفروشزاده در دانشگاه اصفهان سخنراني و پاسخ به پرسشهاي دانشجويان داشت. من هم رفته بودم. سالن به آن بزرگي جاي سوزن انداختن نبود، ناچار بيرون سالن و در فضاي باز منتظر آمدن آقاي موسوي شدم. مطلبي آماده كرده بودم كه به ايشان بدهم. وقتي آقاي موسوي از ماشين پياده شد و همراه چند تن از همراهان به سمت سالن ميرفت خودم را به او رساندم و متن را به ايشان دادم. تعدادي از دانشجويان طرفدار آقاي احمدينژاد با در دست گرفتن نوشتههايي در انتقاد يا بالاتر در تخريب و تهمت به آقاي موسوي در فضاي باز بيرون سالن جمع شده بودند، تعدادشان حدود 50 نفر بود. چند اعلاميه و جزوه هم منتشر كرده و در آنجا پخش ميكردند و ميفروختند. يكي از جزوهها با عنوان مردي كه بايد از نو شناخت و در حالي كه عنوان محرمانه داشت، اختصاص به مباحث دورهي نخستوزيري آقاي موسوي داشت و نويسندهي گمنام آن تلاش كرده بود چهرهاي منفي، انحصارطلب، بيتعهد به ولايت فقيه، متمايل به سوسياليسم، نابردبار و ضعيف از آقاي موسوي ترسيم كند و بدون در نظر گرفتن جوانب مختلف مسائل، گناه و تقصير همهي مشكلات دههي شصت را به گردن موسوي و همكارانش بيندازد. جزوهاي ديگر كه به قيمت 100 تومان فروخته ميشد به مباحث روز اختصاص داشت و نكتهي مهم آن اهانت به آيتآلله هاشمي رفسنجاني بود صرفاً با اين توجيه كه ايشان پشت سر ميرحسين موسوي قرار دارد. اعلاميهاي هم با عنوان لطفاً پاسخ دهيد چند اتهام را در قالب پرسش دربارهي سوابق مديريتي آقاي موسوي و وضعيت كنوني هواداران و ستادهاي ايشان مطرح كرده بود. در مواردي هواداران آقاي موسوي و طرفداران آقاي احمدينژاد در فضاي باز بيرون سالن به مشاجره پرداختند و تعدادي از طرفداران آقاي موسوي شعار مرگ بر ديكتاتور سر دادند. يك نفر هم تصويري از آقاي مهدي كروبي در دست داشت. يك خانم مسن با حرارت و احساس با جواني كه جزواتي را عليه آقاي موسوي پخش ميكرد به بحث و مشاجره پرداخته بود. آقاي موسوي دربارهي برخي مسائل مرتبط با دانشگاه از جمله لزوم اصلاح نگاه بدبينانه و امنيتي به دانشجو و دانشگاه، اصلاح نقاط ضعف و روشهاي غلط در سياست خارجي دولت و خطرناك بودن قانونگريزي دولت كه ميتواند به استبداد منجر شود، سخنان كوتاهي ايراد كرد. تعدادي از دانشجويان هم به طرح پرسش پرداختند. استقبال و حضور هزاران دانشجو و برخي كارمندان و اساتيد دانشگاه از آقاي موسوي واقعاً خيرهكننده و جالب بود. هرجا را نگاه ميكردي نشانهاي از رنگ سبز، پوستر، پرچم، پارچه، شال و حتي يك تكه پارچهي كوچك سبز در ميان جمعيت به چشم ميآمد. اما نكتهاي كه جالب و قابل تأمل است اين كه غروب اخبار بيست و سي شبكه دو سيما تلاش كرد فعاليتهاي تبليغي نامزدهاي انتخابات را منعكس كند. چند ثانيه فيلمي كه از مراسم دانشگاه اصفهان پخش شد بههيچوجه واقعيت مطلب نبود و بهنظر ميرسيد تعمدي وجود دارد تا انبوه جمعيت و ابراز احساسات حاضران نسبت به آقاي موسوي نمايش داده نشود. بعيد ميدانم اين قضيه سهوي باشد. نكتهي ديگر اين كه با وجود آغاز رسمي تبليغات نامزدها صداوسيما علاوه بر فعاليتهاي تبليغي آقاي احمدينژاد بهعنوان نامزد انتخابات، ديدارها و سفرهاي ايشان را بهعنوان رئيسجمهور هم منعكس ميكند كه گمان ميكنم از نظر قانوني و اخلاقي درست نيست. حديثي از امامحسين(ع) خواندهام كه ميفرمايد: كسي كه بخواهد از راه نافرماني خدا به مقصدي برسد نه تنها نميرسد بلكه درست به آنچه نميخواهد، دست مييابد. گاهي احساس ميكنم صداوسيما تلاش ميكند از راه ضايع كردن حق برخي نامزدها يا حق مردم به آنچه خود دوست دارد برسد و حتي نصيحت و سفارش بزرگان را نيز به هيچ ميانگارد. همين ديروز بود كه آيتالله هاشمي رفسنجاني در خطبههاي نماز جمعه به صداوسيما توصيه كرد كه حداقل از اين به بعد منصفانه عمل كند. صداوسيما اگر گمان ميكند با اين روشها كه متضمن ضايع كردن حق ديگران و ظلم به مردم است، ميتواند به هدف خاصي كه احتمالاً پيروزي نامزد خاصي است، برسد قطعاً در اشتباه است و به اين مقصود نخواهد رسيد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دوم خرداد 1388ساعت 23:38 توسط کورش هادیان |
|
|
امروز اول خرداد 88 و نخستين روزي است كه قانوناً تبليغات انتخاباتي براي دهمين دورهي رياست جمهوري آزاد است. با اينكه فرصت زيادي ندارم و درس و مطالعه براي امتحان جامع بخش عمدهي وقت مرا پر ميكند اما بههر حال از حضور و مشاركت و تأثيرگذاري در انتخابات رياست جمهوري كه در آن سمت و سوي سرنوشت يك كشور و يك ملت و هفتاد ميليون نفر دستكم براي چهار سال مشخص ميشود، گريز و گزيري نيست . نميتوانم بهعنوان يا بهانهي درس يا ديگر اشتغالات نسبت به انتخاب رئيسجمهور بياعتنا باشم. ميدانم و به تجربه دريافتهام كه رئيسجمهور بهطور مستقيم و غيرمستقيم در فضاي دانشگاه و در چگونگي رفتار مسئولان با دانشجويان و بر كم و كيف نگاه دانشجويان به كشور و جامعه تأثير دارد. بنابراين حداقل بهخاطر اينكه شخصاً در آينده وضعيت بهتري داشته باشم تلاش ميكنم نامزدهاي انتخابات را بيشتر و بهتر بشناسم، شعارها و برنامههاي آنها را مطالعه و رفتار و گفتار آنها را بررسي و مقايسه كنم و در نهايت به يك انتخاب منطقي و بهدور از هيجان و تعصب برسم. در اين مسير سعي ميكنم به چند نكته توجه كنم: يك – آنچه را ميشنوم ملاك اساسي قضاوت و تصميمگيري قرار ندهم. از قديم گفتهاند شنونده بايد عاقل باشد. دو – بر پايهي ذهنيتها نسبت به اشخاص داوري نكنم. ذهنيت ما گاهي تركيبي از راست و دروغ و درست و نادرست است. سه – شعارهاي نامزدها را با عملكرد و جهتگيري آنها مقايسه كنم. گاهي شعاري داده ميشود كه عملكرد شعاردهنده با آن همخواني ندارد. چهار – گفتار و ادعاي نامزدها را با رفتار و كردار آنها مقايسه و ارزيابي كنم. بهقول سعدي مشك آن است كه خود ببويد نه آن كه عطار بگويد، اگر قرار است كسي صادق باشد، كردارش بايد اين را نشان دهد نه تنها ادعايش. پنج – نسبتها و برچسبهايي را كه احتمالاً اين روزها در فضاي تبليغات به برخي نامزدها وارد ميكنند، بدون اطلاع و دقت، باور و تكرار نكنم. برخي افراد بر پايهي دوستي و دشمني حرفهايي را دربارهي نامزدها ميزنند كه ممكن است راست نباشد. شش – در تصميمگيري، تلاش كنم منافع و مصالح جامعه و كشور را بر گرايشهاي سياسي و اجتماعي و صنفي ترجيح دهم. انطباق خواستههاي فردي و حزبي و صنفي با منافع ملي و مصالح كشوري يكي از رفتارهاي ظريف اجتماعي است كه اميدوارم بيش از پيش در جامعهي ما نهادينه شود. بنابراين و با اوصافي كه گفته شد، ملاكها و معيارهاي من براي رأي دادن به يك نامزد انتخابات رياست جمهوري اينهاست: من به كسي رأي ميدهم كه شعارها و رفتارهايش
برخاسته از شعور و صداقت باشد و تلخي برخورد صادقانه را بر شيريني رفتار
غيرصادقانه ترجيح دهد. شعار يك نماد و يك تابلو است كه صاحب آن را معرفي و توصيف ميكند.
شعاري كه بر پايهي شعوري عميق و صداقتي حقيقي نباشد، شايد مدتي كوتاه بر شنونده
اثرگذار باشد اما تأثيري ماندگار نخواهد داشت و ميتوان آن را با عوامفريبي
مترادف دانست. اما عوامفريبي چيست؟ هرگاه يك مسئول كه داراي وظايف و اختيارات مشخص است، براي اثرگذاري كوتاهمدت بر جامعه بهگونهاي رفتار كند كه تعريف و ويژگيهاي جايگاه مسئوليت او در نظر مردم نسبت به آنچه كه بايد باشد، تغيير و در واقع تنزل كند، اين ميتواند مصداقي از عوامفريبي باشد. روشنتر بگويم هرگاه رئيسجمهور كه بر اساس وظيفهي قانوني خود بايد از اوضاع و احوال و مشكلات همهي بخشهاي جامعه مطلع باشد و كشور را در سطح كلان مديريت و اداره كند، در اين مسير گاه بهجاي شهردار يا مسئول ادارهي راه و ترابري يك شهر كوچك قرار بگيرد، اين مصداقي از عوامفريبي و انحراف رئيسجمهور از وظايف اصلي و كلان خويش است. جايگاه رياست جمهوري يعني مديريت كلان و برنامهريزي بلندمدت براي ادارهي كشور در مسيري مشخص. تغيير و تنزل جايگاه رياست جمهوري در اذهان عمومي نه به نفع رئيسجمهور است و نه به نفع مردم و نه لازمهي مردمي بودن رئيسجمهور است. رئيسجمهور ميتواند مردمي باشد اما همزمان به مردم نشان دهد كه چه انتظار و توقعي بايد از رئيسجمهور داشته باشند. اگر قرار باشد هر مشكل كوچكي در شهرها و روستاهاي دور و نزديك بهدست رئيسجمهور حل شود يا دستكم مردم اينگونه تصور كنند، آيا فلسفهي وجودي و كارآمدي دستگاههاي عريض و طويل اداري و اجرايي در شهرها و استانها زير سوال نميرود؟ اگر قرار باشد پول رهن خانه و مغازهي يك شهروند و وام اشتغال و ازدواج يك جوان و هزينهي عمل جراحي چشم يك پيرمرد و هزاران نمونهي مشابه ديگر از راه نامهنگاري و طرح درخواست و التماس به رئيسجمهور تأمين شود، آنگاه اين پرسش مطرح ميشود كه رئيسجمهور چه زماني به وظايف اصلي و كلان خود ميپردازد و دستگاهها و مسئولان استاني و شهرستاني چه ميكنند و آيا اصولاً قرار است همهي تجربهها و دانستهها و ميراث گذشته را كه با صرف هزينههاي گزاف مادي و معنوي بهدست آمده دور بريزيم و مدل جديدي از مديريت كشوري كه معلوم نيست چه پايه و اساسي دارد، ارائه كنيم؟
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم خرداد 1388ساعت 12:33 توسط کورش هادیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من و سينه و بينهايت درد !
من و قلم و بيكران واژه ! يا پايمال انبوه درد خواهم شد ! يا از واژه ها، افقي خواهم ساخت، روشن، فراروي فردا ! كورش هاديان، دانشجوي دكتراي تاريخ ايران |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
|
RSS
|