![]() |
![]() |
|
| قلم گوياترين ابزاري است كه از جانب انسان سخن ميگويد |
|
جملهاي به نقل از يكي از آقايان در برخي سايتهاي اينترنتي آمده با اين مضمون كه پس از تنفيذ حكم رئيسجمهور توسط رهبري، اطاعت از رئيسجمهور، اطاعت از خداست. بدون اينكه بخواهم دربارهي اين جمله و گويندهي آن بحث كنم، تنها به چند نكته كه در ذهنم شكل گرفته اشاره ميكنم. نخست آنكه به نظر ميرسد اين جمله پيشفرضي دارد و آن، اينكه گويندهي جمله رابطهي بين حاكميت و جامعه را صرفاً بر اساس اطاعت مردم از حاكم تعريف كرده و بر همين پايه نوعي قداست به جايگاه رئيسجمهور ميبخشد و اين نوع نگاه خواسته يا ناخواسته زمينهي خروج جايگاه رياست جمهوري را از حوزهي نقد و اعتراض فراهم ميآورد. دوم آنكه شرايط جايگاه رياست جمهوري اقتضاي طرح بحث اطاعت يا عدم اطاعت را ندارد چرا كه رئيسجمهور در قالب بخشنامه و قانون و مصوبه عمل ميكند و خود مجري و مطيع قانون است. بنابراين طرح بحث اطاعت از قانون ميتواند جايگزين مناسبي براي مقولهي اطاعت از رئيسجمهور باشد. سوم آنكه به نظر ميرسد در نگاه بنيانگذار جمهوري اسلامي و رهبري انقلاب كه منطقاً بايد فلسفهي وجودي و چارچوب نظري نظام جمهوري اسلامي را در افكار و آراي ايشان جستجو كرد، چنين ديدگاهي قوت چنداني ندارد. امامخميني نه تنها رئيسجمهور بلكه رهبر را نيز خدمتگزار مردم و مردم را ولينعمت حاكمان ميدانند و نوع نگاه ايشان از سنخ حاكم و محكوم و فرمانده و فرمانبر نيست كه اگر چنين بود شايد اصلاً انقلابي شكل نميگرفت چرا كه پيش از انقلاب ديدگاهي حاكم بود كه ميگفت چه فرمان يزدان چه فرمان شاه! و حركت امام و مردم اصولاً در اعتراض و مخالفت با اين ديدگاه شكل گرفت. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت 16:9 توسط کورش هادیان |
|
|
ديروز با جواني همصحبت بودم، دفتر و دستكي داشت و كارهاي بود! تند و آتشينمزاج! با منطقي كه غير از خودش كسي را قانع نميكرد! سخن از لزوم حذف هاشمي ميگفت و من مطمئن بودم كه او حتي نميداند هاشمي را با كدام ه مينويسند! ديگري كه سن و سالي از او گذشته بود به بيان ديگري همين مضمون را گفت و منصفي پاسخ داد آن زمان كه هاشمي در زندان شكنجه ميشد برخي گروهبان شاه بودند! در كشاكش هاشميكشي اين نسل و آن نسل، ماندهام حيران و مبهوت كه اين ملت با يك دنيا خاطره و تصوير روشن سالهاي پشت سر كه نقطهي درخشان تمام آنها حضور هاشمي است، چه خواهد كرد؟ اما گويي آن جوان آتشينمزاج كه با اطمينان سخن از حذف هاشمي ميگفت، بهتر از من واقعيت را فهميده و اگرچه ميدانم خبر دارد اما به او مژده ميدهم كه آرزويش برآورده شد: هاشمي خطبه نميخواند؛ تا آرامش قبرستاني عدهاي به هم نخورد! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 14:47 توسط کورش هادیان |
|
|
امروز نيمهي شعبان است، سال 1366 بود، نيمهي شعبان برابر با 25 فروردين، پسرعمويم اسماعيل هاديان در آن روز در نبرد با متجاوزان بعث به شهادت رسيد. اسماعيل دانشجوي سال سوم پزشكي اصفهان و همزمان مشغول به تحصيل در حوزهي علميه بود. در درس حوزه و دانشگاه ممتاز بود، در ورزش قهرمان بود و از همه مهمتر در اخلاق، نمونهاي راستين بود. در عمليات بيتالمقدس كه خرمشهر آزاد شد، زخمي شد و بعدها با وجود ناراحتي از ناحيهي پا باز هم از پا ننشست و در نيمهي شعبان سال 66 كه به شهادت رسيد در واقع پيش از آن به مقام جانبازي نائل آمده بود. اسماعيل مولود عيد قربان بود و قرباني نيمهي شعبان! او به زيبايي هرچه تمامتر از خودگذشتگي و انتظار را براي ما معني كرد. يادش گرامي باد! و صدافسوس ميدانم كه راهش پررهرو نيست و دريغ و درد كه امروز از اين نمونههاي زيباي اخلاقي و اجتماعي فاصلهي بسيار گرفتهايم. امروز ديدن برخي كساني كه بهدروغ سنگ ارزشها و شهيدان را به سينه ميزنند، انسان را از اين همه رياكاري و دورويي بيزار ميكند. ياد روزهاي صداقت و پاكي بهخير! ياد اسماعيل بهخير! |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 16:55 توسط کورش هادیان |
|
|
نيمهي شعبان است و زادروز بزرگمردي كه وعدهي آمدنش ديدگان بسياري را به دوردستهاي نيكي و اميد خيره كرده! اين مناسبت فرخنده را بايد تبريك گفت. در عين حال و با تأسف بسيار نميتوان و نبايد ديده بر برخي واقعيتهاي تلخ و ناخوشايند جامعهاي كه ادعا ميكند منتظر ظهور آن بزرگوار است، فروبست. به نظر ميرسد امروز در لايههاي گوناگون جامعه از تودهي مردم گرفته تا نخبگان و مسئولان و انديشمندان و رسانهها و ديگران، بهشدت نيازمند آسيبشناسي و اصلاح ديدگاه و رفتار فردي و جمعي در موضوع انتظار و مهدويت هستيم. با افسوس فراوان بايد گفت و پذيرفت كه بسياري شاخصههاي گفتاري و رفتاري امروز ما با فرهنگ انتظار و مهدويت همخواني ندارد. بينظمي، بيانضباطي، رياكاري، فرصتطلبي، حقكشي، ستم، دروغ، خودخواهي، ناآگاهي، خرافهگرايي، اسراف، خرج كردن از كيسهي مقدسات، تملق و بسياري نقاط ضعف و صفات ناپسند ديگر از جمله خصلتهايي است كه گاه در سطح برخي لايههاي جامعه به چشم ميخورد و تا زماني كه اراده و حركتي فراگير براي كاهش و رفع اين رذيلههاي اخلاقي و اجتماعي شكل نگيرد، موجبات تعجيل در ظهور حضرت وليعصر(عج) نيز فراهم نخواهد شد. دعا زماني مؤثر است كه برخوردار از پشتوانهي عملي و رفتاري باشد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 16:33 توسط کورش هادیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من و سينه و بينهايت درد !
من و قلم و بيكران واژه ! يا پايمال انبوه درد خواهم شد ! يا از واژه ها، افقي خواهم ساخت، روشن، فراروي فردا ! كورش هاديان، دانشجوي دكتراي تاريخ ايران |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
|
RSS
|