![]() |
![]() |
|
| قلم گوياترين ابزاري است كه از جانب انسان سخن ميگويد |
|
من بسيجيام! آن بسيجي كه دشمن از نامش بر خود ميلرزيد و ملت در سايهي دلاورياش آسوده ميخوابيد. من بسيجيام! نه آن بسيجينما كه آلت دست باندهاي قدرت و ثروت و توطئه است و مايهي سلب آرامش و امنيت مردم! من بسيجيام!
بسيجي زمان جنگ كه چفيهاش را به زخم كمرش بست تا شدت خونريزي زخم تركش او را از پاي در نياورد. نه بسيجينماي جبهه نديدهي متظاهر پرادعاي ناآگاهي كه بوي تعفن ريا و تظاهر چفيهاش جانهاي پاك را آزار ميدهد. من بسيجيام! نه بسيجي اخراجيها و چرنديات ذهن آشفتهي دهنمكي! نه بسيجي دنبالهروي آن دروغگوي عوامفريب متظاهر كه تمام وجودش لجنمال حرص قدرت و شهرت است! من بسيجيام! در نگاه من، خرد و منطق و اخلاق بر هر چيز تقدم دارد و تنگنظري و كوتهنگري و دنبالهروي چشمبسته جايي ندارد. من بسيجيام ! و بسيجي بيش و پيش از هر چيز يك انسان است. انساني خودساخته كه دل و جان از تعلقات پست و حقير دنيايي پرداخته! من بسيجيام! بسيجي شيفتهي صداقت و يكرنگي! بسيجي روزگار درخشان و جاوداني كه بيگمان در تاريخ اين كشور تكرار نخواهد شد! روزگار ماندگار ميرحسين! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 23:53 توسط کورش هادیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
من و سينه و بينهايت درد !
من و قلم و بيكران واژه ! يا پايمال انبوه درد خواهم شد ! يا از واژه ها، افقي خواهم ساخت، روشن، فراروي فردا ! كورش هاديان، دانشجوي دكتراي تاريخ ايران |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 بهمن 1387 دی 1387 مهر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 |
|
RSS
|