تبليغاتX
حرفی از آن هزاران - آقاي دكتر از باغچه‌ي كوچك‌تان چه خبر!
قلم گوياترين ابزاري است كه از جانب انسان سخن مي‌گويد

نگاه شما به دوروبرتان سلبي و منفي است. اين را من از رفتار شما با باغچه‌ي كوچك خانه‌تان و از صحبت‌هاي‌تان در فيلم انتخاباتي و از رفتارتان در اين چند سال برداشت كرده‌ام. چهار سال پيش با شعارهاي‌ سلبي و زير سوال بردن ديگران روي كار آمديد، يك شعار ايجابي داشتيد(آوردن نفت سر سفره‌ي مردم) كه آن را هم بعدها نظراً و عملاً تكذيب و انكار كرديد. اين دوره هم به‌جاي اين‌كه از خوبي‌هاي خود و جامعه بگوييد باز رفتيد سراغ فضاسازي عليه ديگران، 24 سال پيش از دوره‌ي خود را انكار و لجن‌مال كرديد.

در باغچه‌ي شما نه خبري از گل‌هاي رنگارنگ اطلسي بود و نه از ياس خوش‌عطر و نه هميشه‌بهار زيبا و حسن‌يوسف و شمعداني، لابلاي همان چند بوته سبزي هم كه براي خوردن كاشته بوديد، مرتب دنبال علف‌هاي هرز مي‌گشتيد.

جالب اين‌كه همكار و هم‌صحبت‌تان را هم متهم مي‌كرديد كه حتي از سبزي خوردن هم چيزي نمي‌دانند.

شما هم علف‌هاي هرز را مي‌شناسيد و تشخيص مي‌دهيد هم آن‌ها را از ريشه در مي‌آوريد و زير پاي رهگذران مي‌اندازيد. شما يك‌تنه كار كارشناس و قاضي و مأمور و مجري را انجام مي‌دهيد.

بيخود نيست كسي كه در باغچه فقط به‌دنبال علف‌هاي هرز مي‌گردد در جامعه هم ديگران را فاسد و مفسد و خس و خاشاك مي‌بيند و شعار مهرورزي‌اش ريشه‌اي ندارد.

آقاي دكتر!

بهتر نيست كمي هم گوناگوني عطر و رنگ و زيبايي باغچه‌ها و گل‌ها و گياهان را ببينيد و حس كنيد!

باور كنيد جامعه همه‌اش علف هرز و ناخالصي و توطئه‌گر نيست!

باور كنيد هر كس به شما گفت بالاي چشم‌تان ابروست، ضدانقلاب و ضدولايت و يزيدي و فاسد و برانداز نيست!

آقاي دكتر!

ايران بزرگ ما باغچه‌ي كوچك شما نيست كه به نام مبارزه با علف‌هاي هرز هر بلايي خواستيد سرش بياوريد!

اين را تاريخ اين سرزمين بارها به بزرگ‌تر از شما هم نشان داده است.


+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 23:35  توسط کورش هادیان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من و سينه و بي‌نهايت درد !
من و قلم و بيكران واژه !
يا پايمال انبوه درد خواهم شد !
يا از واژه ها،
افقي خواهم ساخت، روشن،
فراروي فردا !

كورش هاديان،
دانشجوي دكتراي تاريخ ايران

پیوندهای روزانه
سنندج، اين روزها حال خوشي ندارد!
تا دير نشده چاره‌اي بينديشيد!
فقط بغض! فقط اشك! فقط شرم!
هر وقت دل‌تنگ مي‌شوم قرآن مي‌خوانم
تازه‌ترين تحليل و مواضع ميرحسين موسوي
ناگفته‌هاي فرزند ايران و كردستان
باز هم درباره‌ي حجتيه
روايت فاتح از اشك موسوي براي رهبري
دلم دريا مي‌خواهد
حرف‌هاي پر از ستاره و نور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
بهمن 1387
دی 1387
مهر 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
پیوندها
بزرگ‌مرد تاريخ
يادداشت‌هاي دوران سكوت
رها
گيله لوي
جنگل(باران)
پرسه در بزرگ‌راه
يك راه، بي‌نهايت همراه!
روزهاي ناب، يادهاي نيك(وبلاگ دوم)
سمران، تاريخ و فرهنگ كردستان(وبلاگ سوم)
روزگار ماندگار(وبلاگ چهارم)
آب‌نما
موج سبز
از رنجي كه مي‌بريم
نامه‌ي رنج و اميد(حجت نظري)
مقالات تاريخي، دكتر اكثيري
حرف‌هاي بهاري سمانه
نقاشي‌هاي قشنگ علي‌رضا
واژه‌هاي كهن، افق‌هاي نو
او مثل هيچ‌كس نيست
از لطافت غزل و ژرفای تاريخ
زیباترین سخن از کیست؟
جوان آينده‌ساز
آيينه‌ي انديشه
شبم پر هول فردا
تخته‌گاز
سال‌هاي تاكنون(عبدالجبار كاكايي)
فعلاً اين‌جا هستم
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM